Loading...

10 راهكار براي تقويت فنون سخنوري

10 راهكار براي تقويت فنون سخنوري

فکر می کنی سخنور خوبی هستی؟ مشخصات یک سخنران خوب چیست؟

استعداد و توانایی سخنوری در هر موقعیتی از جمله کار وتجارت روابط عمومی و حتی روابط عاشقانه می تواند به کار بیاید. در سفرهای مختلفی که داشته ام با افراد زیادی آشنا شده و در گروه های بسیاری حضور پیدا کرده‌ام. در این ملاقات ها به این نتیجه رسیدم که کیفیت تعامل بین افراد به دو عامل عمده بستگی دارد ۱- تناسب بین ارزش های دو طرف ۲- میزان سخنوری شخص مقابل.

وقتی با افراد خوش صحبت مواجه می شدم ساعت ها راجع به مسائل مختلف حرف می زدیم. از معاشرت با اینگونه افراد بسیار لذت می برم چون خودآگاه، حساس و اجتماعی هستند. در حین گفتگو انرژی مثبت زیادی ساطع می شود. از طرفی با افرادی نیز صحبت کرده ام که مانند اتومبیلی خراب در حال حرف زدن دائماً ریپ می زنند. مکث های طولانی! صدای مونوتن! و در نهایت با اولین بهانه ی ممکن فرار را بر قرار ترجیح داده ام! شخصی را به یاد می آورم که با اینکه آدم باهوشی بود اما هیچ حس دوطرفه ای بینمان ایجاد نشد. او دائماً سؤالات شخصی می پرسید و سعی می کرد در زندگی شخصی ام سرک بکشد. و متأسفانه این در حالی بود که از جواب دادن به پرسش های من طفره می رفت. مورد دیگر شخصی بود با روحیه ای مهاجم! تمام نظرات من را تبدیل به بحث و مجادله می کرد و در این بین عقاید من را بی اهمیت و بی ارزش جلوه می داد و سپس سعی می کرد با بافتن آسمان و ریسمان من را توجیه کند که چرا و چطور حرف های من غلط و حرف های او درست است! که البته در هر دو مورد ملاقات اول بدل به آخر شد.

با توجه به این که داشتن قدرت سخنوری در جهان امروز یک الزام محسوب می شود باید بدانیم که با حیله و نیرنگ نمی توان کسی را به ادامه ی مکالمه وادار کرد. در ادامه به ۱۰ قانون مهم و ضروری در مکالمه اشاره می کنیم.

۱- به شخص مقابل علاقه داشته باش!

او کیست؟ در مغزش چه می گذرد؟ از چه چیزهایی خوشش می آید؟ انگیزه ی حرکت در او چیست؟ این پرسش هایی است که در اولین مواجهه با شخص باید دریابی. گاهی با افرادی روبرو می شوم که به طور طبیعی و به آرامی در ابتدای صحبت همه چیز را درباره ی خودشان بیان می کنند. رخداد چنین روند طبیعی ای می تواند به یک روند موفق در مکالمه منجر شود. حتی اگر موارد ۲ تا ۱۰ را کاملاً اجرا کنیم باز هم با یک مکالمه ی بی روح روبرو می شویم زیرا نیروی محرکه ی قوی در پس این بده بستان رنگ باخته است. پس به خاطر داشته باش برای تبدیل شدن به یک سخنران خوب باید به طرف صحبتت علاقه مند باشی و از صمیم قلب بخواهی با او باشی و از مصاحبتش لذت ببری. اگر از او خوشت نمی آید چرا وقتت را صرفش می کنی! بدان زندگی کوتاهتر از آن است که صرف کارهای کنی که دوست نداری!

۲- بر مثبت ها تمرکز کن.

 به دنبال موضوعات مثبت باش. نه غصه های گذشته بلکه اهداف آینده! به جای اینکه درباره ی چایی که صبح روی لباست ریخته حرف بزنی درباره ی فیلمی که بعدازظهر می خواهی ببینی حرف بزن. البته گهگاهی صحبت درباره ی امور منفی نیز خالی از فایده نیست. زمانی که شخص مقابل هم از آن بهره ای ببرد و در واقع برای نیل به مقصودی باشد(به عنوان مثال در جهت شناخت بهتر او یا برای همراهی با او). سعی کن در حین صحبت گرایش ذهنی ات همواره رو به جلو باشد. کمتر گله کن! بیشتر در پی راه حل ها باش! کمتر قضاوت کن و بیشتر همراه و همدل باش. این کارها باعث می شود در نگاه مردم شخصی دلخواه و دوست داشتنی باشی.

۳-صحبت کن نه بحث و نه مجادله!

در شروع این مقاله در مورد مکالمه ام با شخصی صحبت کردم که روحیه ای بسیار مهاجم داشت. به جای آن که از این گفت و شنود لذت ببرد فقط سعی می کرد در برابر هر یک از  جملات من موضع بگیرد و طولی نکشید که به مکالمه ای پوچ تبدیل شد. مکالمه باید سکویی برای پرواز باشد و نه میدانی برای جنگ! همیشه برای صحبت و بحث و تبادل نظر آماده باش اما به عنوان فعالیتی هدفدار و دوستانه! نیازی نیست در هر مباحثه و صحبتی به نتیجه یا نقطه ی توافقی برسیم.

۴- حرمت ها را حفظ کنید! عقایدتان را تحمیل نکنید! انتقاد نکنید! قضاوت نکنید!

به نقطه نظرات دیگران احترام بگذار. اظهار نظر خوب است اما حق نداری نظراتت را تحمیل کنی. به حریم افراد تجاوز نکن مگر اینکه مشترکاتی در آن داشته باشید. برای انتخاب های دیگران ارزش قائل باش! نه قضاوت کن و نه انتقاد! در غیر این صورت خودت و عقایدت را به دیگران تحمیل کرده ای! به خاطر داشته باش هرکسی حق دارد خودش باشد! همان طور که خود تو این حق را برای خودت قائل هستی!

۵- بگذار طرف مقابلت بدرخشد و لذت ببرد!

همیشه به دنبال صحبت درباره ی مسائلی باش که او هم در آنها حرفی برای گفتن داشته باشد. برای حرف هایش اعتبار قائل باش! از استعدادهایش در هر زمینه ای تعریف و تمجید کن. از اعتراض و مخالفت تا حد امکان پرهیز کن. اجازه بده بدرخشد و در پرتو این درخشش شاد باشد. برخی از افراد به آن چه که دارند آگاه نیستند. توانایی های منحصر به فردشان را نمی شناسند. راهنمای آن ها باش تا خودشان را بهتر بشناسند و به خود و اطرافیان عشق بورزند.

۶- در حالی که مشترکات را کشف می کنی و می پرورانی سعی کن با تفاوتها کنار بیایی!

هر کسی با دیگری تفاوت هایی دارد و در عین حال اشتراکات زیادی نیز بین آن  ها یافت می شود. تفاوت ها را از صمیم قلب بپذیر زیرا همان ها هستند که تو را به یک موجود یگانه و منحصر به فرد تبدیل می کنند و نیز بپذیر که باید با دیگران اختلاف عقیده و نظر داشته باشی اما وقتی با کسی هم صحبت می شوی به دنبال اشتراکات باش. به محض آن که وجه اشتراکی پیدا کردی از آن به سادگی نگذر سعی کن آن را بشکافی و از دلش دنیایی از تفاهم و همراهی بیرون بکشی. او را بهتر و بیشتر بشناسی و از هر نقطه ی اشتراکی سکویی برای رسیدن به اشتراک بعدی بسازی!

۷- با خودت روراست باش!

همه ی دارایی تو در هویتت خلاصه می شود! او را در آغوش بگیر و بگذار بدرخشد. پنهانش نکن. تقلید و تکرار کورکورانه حرف های دیگران در یک گفتگو بسیار خسته کننده است. در واقع چیز جدیدی برای بحث و گفتگو باقی نمانده. همه چیز قبلاً – چه بسا بهتر- گفته شده است. آماده باش تا بتوانی درباره ی نظرات و عقاید واقعی‌ات اظهار نظر کنی(البته نه با روحیه و لحنی تهاجمی). به بیان باورهایت افتخار کن و بگذار مردم خود خودت را بشناسند. نقاب را بردار.

۸- ۵۰-۵۰ مساوی!

همیشه معتقدم یک مکالمه ی خوب زمانی شکل می گیرد که هر دو طرف به یک میزان در آن مشارکت داشته باشند. گاهی بسته به شرایط این نسبت به ۶۰- ۴۰ یا ۴۰-۶۰ تغییر می کند. اما بهترین حالت همان نسبت مساوی است و این یعنی باید بعد از اینکه کمی حرفی زدی با طرح یک سؤال نوبت را به دیگری واگذار کنی. همچنین این اصل نشان می دهد هر دو طرف باید به یک میزان درباره ی خودشان صحبت کنند. اگر شخص مقابل درباره ی تو و زندگیت کنجکاوی نمی کند به این معنی نیست که نباید بگویی. گاهی بعضی از مردم نمی پرسند چون شخصیت و طبیعتشان به این صورت است.

۹- در یک کلام: سؤالات به درد بخور بپرس!

پاسخ مناسب از پرسش صحیح و به جا به دست می آید! سؤال هایی که مطرح می کنی به مکالمه جهت می دهد. سؤالاتی مانند: – چه چیزی در زندگی به تو انگیزه ی حرکت و تلاش می دهد! – چه اهدافی را دنبال می کنی!؟ – چه چیز موجب شد دگرش یابی و در خودت دگرگونی ایجاد کنی؟! و نه سؤالاتی مثل: دیروز چه کار کردی؟! بعداً می خواهی چه کار کنی؟! البته بعضی افراد برای پاسخگویی به چنین پرسش هایی به صورت ناگهانی آمادگی ندارند و این کاملاً عادی است. در اینگونه موارد باید با سؤالات ساده و سطحی تر شروع کنی و کم کم هنگامی که شخص آمادگی پیدا کرد و به اصطلاح یخ‌اش آب شد به سؤالات اصلی و عمیق برسی. سؤالاتی که از خلال آن ها می توان به درونیات شخص پی برد!

۱۰- بده و بستان!

گاهی افراد در مکالماتشان چرند و پرند سر هم می کنند. به عنوان مثال انتقاد می کنند، بیان جملات نه چندان خوشایند! تعریف کردن جوک های بی معنی! شخصیتشان را از روی این صحبت ها قضاوت نکن. این ها را لغزش های فرویدی [فروید، روانشناس مشهور اتریشی ] بدان و بگذر!یا حداقل دودل باش! (مگراینکه خلافش ثابت شود). هر کدام از ما گاهی حرف هایی زده ایم که تا به امروز در حیرتیم چرا!!!!!!! امروز به خودمان می خندیم و سعی می کنیم تکرار نشود!

0
نظرات
    ارسال نظر
    ورود
    آمار
    • تعداد کالا: 2649
    • بازدید امروز: 3173
    • بازدید دیروز: 3339
    • بازدید کل: 6866883
     پشتیبانی آنلاین تلگرام